برای زندگی

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی
محبوب ترین مطالب

۳۶ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

از الان به مدت 24 ساعت سوالاتتان را از ما بپرسید، با چند تبصره:

1- سوال شخصی نپرسید، مثلا در مورد خانوادم.

2- در مورد خودم بپرسید و چیزهایی که کنجکاو هستین در موردش.

3- خصوصی نپرسید، مخصوصا کسانی که جزو لیست دوستانم نیستین.


+ متشکرم. بفرمایید. :)

  • مریم بانو

از لهیب صحرای سوزان فروغی در چشمان اوست!

و از گسترش ریگها در برابر خورشید صحرا صراحتی بر لبان اوست!

و از باغهای "یثرب" و بستانهای "طائف" و از واحات شناگر حجاز در فضا،

همچون جزائر پراکنده در دریایی از ریگ در زیر نور ماه،

نرمی و طراوتی در قلب او و گرمی و ملایمتی در خون اوست!

و از وزش تندباد صحرا، انقلابی در خیال اوست!

و از راستی تصمیم و درستی اندیشه، برشی در شمشیر و پیام رسالتی در دست اوست!

این همان "محمد بن عبدالله" صلی الله علیه و آله، پیامبر بت شکن تاریخ و کوبنده بت پرستیهائیست که با نام بت پرستی، ثروت و سرمایه، عادات و رسوم کهنه و پرستش احمقانه نژاد و خون، انسان را از برادر انسانش دور می کرد.

این صدا، صدای محمد بود!

ربا و استثمار انسان از انسان تحریم شد!

این صدا، پس از محمد، صدای علی بن ابی طالب علیه السلام بود!

و انقلابی بود بر ضد اجتماعی که شالوده و اساس آن بر پایه ظلم و ستم، تجاوز و طغیان ریخته شده و استوار گشته بود!

این صدا، صدای محمد بود...

+ نقل از کتاب: امام علی، صدای عدالت انسانی، نوشته جرج جرداق،

ترجمه سید هادی خسرو شاهی.


  • مریم بانو

1- مادرم وقتی کوچیک بود همراه پدربزرگم رفت پارچه فروشی که پارچه بخرن و همونجا براشون بدوزه. پارچه فروش و خیاط یک نفر و از اقوام دور بود و جزو معدود پارچه فروشان یک راسته ای در شهر. خیاط محترم و بسیار بداخلاق پارچه رو پشت رو میدوزه! هرچی هم بعدش بهش گفتن که این پارچه پشت رو هست، قبول نکرد! و مادر اونقدر اون دامن رو پوشید که خراب شد و دورش انداخت.

  • مریم بانو

بعضی آدمها به بخشهایی از وجود ما گره خوردن،

آدمهایی که تو روزهای سخت زندگی بهمون امید و انگیزه می دادن.

کسانی که ما رو تو شرایط سخت زندگی تنها نزاشتن و همراه ما بودن

کسانی که بودنشون و دیدن تلاششون برای زندگی همیشه الهام بخش ما بوده و هست

کسانی که دیدنشون بعد از چند سال تمام خاطرات خوب گذشته رو برات زنده میکنه

کسانی که تو رو یاد دوستانی میندازن که رفتن و ممکنه تا آخر عمر هم نبینیشون

این آدمها از قضا خیلی کم حرف هستن، با نگاه و عملشون تاییدت میکنن

کسانی که خیلی دوست داشتنی هستن و دیدنشون بعد از سالها واقعا حال آدم رو خوب میکنه...




  • مریم بانو

خوندن دفتر خاطرات عزیزی که به تازگی درگذشته، و چراغ روشن ایل و قبیله شما بوده، یک تجربه عجیب هست. متن ادامه مطلب یکی از خاطرات ایشون هست. مادر بزرگوارشون، بی شک ملکه با درایت و محبت خاندان ما بودن. ایشون شرح یکی از دیدارهاشون با مادر رو نوشتن. مطلب به اندازه کافی گویا هست و احتیاج به توضیح من نیست. عنوان مطلب رو هم به انتخاب ایشون نوشتم...

+ توضیح اینکه مرحوم معلم ادبیات بودند و دستی بر نوشتار داشتند، عینا به شیوه نگارش خودشان مطلب را نوشتم.


  • مریم بانو