برای زندگی

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی

606، سکوت نابجا

يكشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۰۶ ب.ظ

1- یکی از مقاطع تحصیلی، یک مدیرگروه به معنی واقعی کلمه موذی و بیمار داشتیم. یعنی کسی نبود که تیر ترکش این آدم بهش اصابت نکرده باشه. از اعضای گروه و کارمندها و... بگیرید تا کارشناس گروهی که عملا تبدیل شده بود به منشی ایشون. تو سیستم دانشگاهی ما هم پایین ترین رده رو دانشجو داره و ایشون از خجالت دانشجوها هم حسابی در می اومد. رشته ما حدود 30 درصد انصرافی داشت، که تو تحقیق پژوهش دانشکده مشخص شد، مهمترین علتش ایشون بوده. یکی دو مورد از دانشجوهاشون هم خودکشی کردن بابت آزارهای زیاد، که خب ناموفق بوده شکر خدا.

2- من هم مثل همه ورودی های جدید و مثل همه آدم های دیگه، فکر می کردم که کل مشکلات گروه به خاطر ایشونه. چون از همون هفته اول تصمیم گرفته بودم که با مدیرگروهمون پروژه برندارم، و چون در گروه ما اون زمان کسی جز ایشون نمیتونست هدایت پایان نامه رو به عهده بگیره، به ناچار به مشاوره فرد دیگه ای تن دادم که مربی بود، و البته خودش گفت منو بزار مشاور پایان نامه. چند ماه بعد، اولین باری که رفتم تو جلسه گروه، زمان دفاع پروپوزالم بود، راهنمام نبود و خودم بودم و مشاورم. مشاور من مثل یک موش نشسته بود تو جلسه و انقدر موقع حرف زدن اضطراب داشت که من از دیدن قیافش خندم می گرفت. دفاع از من هم که هیییچ! بقیه اساتید در مقابل مدیرگروه از من حمایت می کردن، اما ایشون لام تا کام حرف نمی زد! پروپوزال من ایراد خاصی نداشت و قاعدتا باید بدون اشکال تصویب می شد، اما موذی گری مدیر گروه و بیعرضگی مشاور من کار رو سخت کرد. یادمه بعدها یک بار به مشاورم گفتم که من تا یک سال پیش فکر می کردم که همه مشکلات گروه ما به خاطر مدیر گروهمونه، اما الان فهمیدم که اشتباه می کردم! نصف مشکلاتش به خاطر ایشونه با کارهایی که میکنه و نصف دیگه به خاطر شماست با کارهایی که نمی کنید...

3- خیلی اوقات ما هم همین شکلی هستیم. کاری نمیکنیم، سکوت میکنیم، اگر سرِ کسی رو هم جلوی ما بِبُرن ما ساکت هستیم و فقط نگاه میکنیم... چیزی که من با عقل ناقصم از دین میفهمم اینه که ما همینقدر که به خاطر کارهایی که میکنیم اون دنیا باید جواب پس بدیم، به خاطرکارهایی که نمیکنیم هم باید جواب بدیم. به خاطر سکوت نابجا. اگر اجازه بدیم بقیه به راحتی به دیگران ظلم کنن، اهانت کنن و ما فقط نگاه و توجیه کنیم ( و امان از توجیه!)، اون دنیا بازخواست خواهیم شد. فهم من از دینداری اینه...

  • مریم بانو

نظرات (۱۲)

قال امیر المؤمنین علی(ع): "لاتترکوا الامر باالمعروف و النهی عن المنکر فیول علیکم شرارکم".

امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید در غیر این صورت بدترین شما بر شما حاکم می شوند. نهج البلاغه، نامه 47.


پاسخ:
برای من تا اینجای این نامه امام علی به امام حسن و امام حسین
 انقدر تکان دهنده نیست که قسمت بعدیش هست که میفرمایند
"ثم تدعون فلا یستجاب لکم..."

خدا بهمون رحم کنه. :(
امان از سکوت نابجا حالا میخواد تو دین باشه یا خارج دین همه جوره اش بد و عذاب آوره
پاسخ:
امان از رفتارهای ما آدمها...
امان...
  • بهار نارنج
  • قبول حق. زیارت شما هم قبول باشه عزیزم*

    یعنی هیچ وقت به این اندازه طولانی ننوشته بودم.. صفحه رو که باز کردم خودم تعجب کردم کل صفحه فقط نظرم بود بدون جواب شما..

    البته اول از همه یادآوری نکاتِ در عمل فراموش شده یک نوع هشدار برای نفس خودمه..

    به قول سعدی: به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

    میدونی در حین نوشتن نظر چند بار تا آخر میخونمش شاید حدود یک ساعت همزمان با نوشتن مطلب رو تحلیل میکنم تا همه ی ابعاد مدنظرم رو بنویسم اینطور سختگیرانه و شکنجه گرانه میتویسم که آخرش انشاء میشه. البته کوتاه و مختصر نوشتن هنره که من متأسفانه در خیلی موارد ندارم.

    پاسخ:
    ممنونم عزیزم. ان شاءالله کربلا.

    منم گاهگداری دو صفحه نظر مینویسم برای بعضی دوستان
    به هرحال ما که استفاده کردیم از نکات خوبی که گفتین.
    بیشتر مطالب هم از باب یاداوری به خودمون هست،
    خوبه که مدام به هم یادآور بشیم که راه درست رو انتخاب کنیم.

    + داشتن ذهن تحلیلگر و پرورشش به صورت درست یکی از نعمات خداوندی هست.
    ++ منم که معروفم به پرحرفی و طولانی نوشتن و ... شما راحت باش عزیزم. هرچی خواستی بنویس. :) :*
  • بهار نارنج
  • سلام دوست مهربونم

    دقیقا موافقم با نتیجه گیری اخلاقی شما.

    بله همه ی ما در قبال دیگران مسئولیم و نتیجه ی این عقیده یکیش امر به معروف و نهی از منکره و مابقی هزاران عمل شایسته ی دیگه مثل همون در کنار دوست موندن در برابر کوران مشکلات و کمک به دیگران تا جای ممکن..

    1. البته یادمون باشه لطف مکرر وظیفه ی مقرر می شود.. این همون افراطه.

    متأسفانه بعضی آدما هستن که اگه بفهمن خیلی اهل کمک کردن به دیگرانی و سعی میکنی مشکلشون رو برطرف کنی و واقعا براشون وقت میذاری، ازت سوء استفاده میکنن و کارایی که از دست خودشونم بر میاد زحمتش رو میندازن گردنت. البته میشه با رفتار قاطع و در عین حال محترمانه جلوشون رو گرفت.

    جدای از این، باید یه شخصیت شناسی هم از افرادی که بهشون کمک میکنیم به نظرم بشه مثلا گاهی اگه همش یکی رو دلداری بدی و باهاش همدردی کنی بعد مدتی خودشو بهت نیازمند میبینه و همش ازت انتظار کمک داره و بدون تو ناراحتیش برطرف نمیشه که این بده. آدم باید بتونه قوی بودن رو تمرین کنه و خودش مستقل بشه در حل مشکلاتش و نیازمندی و درخواست خودش رو از دیگران به حداقل برسونه تا عزت نفسش حفظ بشه.

    شبیه یه گل که اگه زیادی بهش آب بدی میپلاسه و اگه کم هم آب بدی همینطور.

    داشتم امروز یا دیروز به این قضیه فکر میکردم که چقدر خوبه آدم همش همه چیز رو از خدا بخواد و بس. به خودم میگفتم اگه یه وقت ناراحتی یا کلی حالات و اتفاقات ناخوشایند دیگه برات افتاد فقط به خدا بگو انگار به عینه یک دوست که از همه بهت نزدیکتره کنارت نشسته و تواناترین افراد تو حل مشکلاتته اونوقت آرامش واقعی رو حس میکنی و جوابتو میگیری. البته قبول دارم خدا گاهی از طریق آدمای اطرافمون جواب حل مشکلمون رو میده به دلیل دنیای اسباب و مسببات.

    2. به شدت از رفتار محتاط گرانه ای که تو اقامه ی عدل تفریط میکنه متنفرم. صاحبان این رفتار شاید این درک رو نداشته باشن که اگه ظلم باقی بمونه و روز به روز گسترده ترم بشه بالاخره روزی گریبان اونا یا نسل های بعدیشون رو هم میگیره. و البته گروهی هم با وقوف به این نتایج طبیعی وحشتناک به دلیل فقدان ایمان و جزمی راسخ و عملکردی قاطع باز هم باعث همچین نتیجه ای میشن که این دسته رو خیلی از آدمای دنیا و نزدیکتر خیلی از مسلمونا از جمله خود من شاملش میشن و نتیجتا خیلیا به خودشون جرئت انجام انواع مصادیق ظلم رو میدن و ابایی ندارن.

    اگه این مشکل نبود تاریخ بشریت همش مدینه ی فاضله بود. یاد حرف سینوهه افتادم که میگفت ( نقل به مضمون ) تا انسانی در این دنیا هست تمام این ویژگی های بد و خوب انسان هم هست و هی تکرار میشه..

     

    ببخشید که ذهنم خیلی جاها میره و حواشی زیادی دوروبر یه مطلب مینویسم همین الآنم یه سری چیزا رو فاکتور گرفتم که انقدر شد. اگه این مدل نوشتنم رو نمی پسندی بگو تا از این به بعد  نظر شما رو مد نظر قرار بدم.

    پاسخ:
    سلام خانم بهارنارنج نازنین
    خوبی خانم؟ زیارتت قبول باشه.

    شما انقدر خوب نوشتین از پست من هم بهتر شده.
    مثالها دقیق و به جا و خوب به کار رفته الحمدالله.

    1- کلا حرکت کردن روی خط تعادل یکی از چیزهایی هست که ماها باید تمرینش کنیم.
    اینکه دقیقا چه راهی بریم و چکار کنیم و ... خیلی مهمه. نه افراط کنیم در کمک به دیگران
    و نه جایی که باید حرف بزنیم ساکت بشیم و بزاریم بقیه رو جلوی روی ما شکنجه روحی بکنن
    البته یک سری روابط هستن که ما امکان دخالت در اونها رو نداریم، مثلا رابطه بین یک زن و شوهر
    حتی اگر ما بچه شون باشیم. کلا یک بحث خیلی ظریفه و خیلی دقت میخواد
     که نه طفیلی بشه طرف و نه شکنجه بشه از بیخیالی و بی توجهی و سکوت ما.

    2- ای کاش که ما به این اثر دراز مدت اعمالمون آگاه باشیم.
    ای کاش که دقت کنیم که ماهم تو همین کشتی بشریت نشستیم...

    + عالی بود نظرت. ممنونم که وقت گزاشتی و نوشتی تا ما بخونیم و یاد بگیریم. :) :*
    سلام

    در مورد سکوت نابجا خیلی فکر کردم... تو موضوعات مختلف!
    حودم بشخصه گاهی دچارش بود، جالا از رو بی توجهی یا خجالت کشیدم حزرف بزنم یا... اما واقعا بعدش عذاب وجدان گرفتم!
    حالا شکر خدا جاهای حساسی نبوده که خدانکرده صدمات جبران ناپذیری به دیگران وارد بشه...

    + مریم جان ایمیل زدم،  خبرم کن که درست ارسال شده و دریافت کردی یا نه!

    پاسخ:
    سلام

    منم گاهی اشتباه میکنم و بعدها خیلی ناراحت میشم و عذاب وجدان میگیردم.
    خدا کنه که تصمیمات درست بگیریم و اقلا اشتباهات فاحش نکنیم تو زندگیمون.

    + بله رسید. متشکرم بانوی نازنینم.
    خیلی زحمتتون دادیم عزیزم. :) :*
  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • اینجوری که بوش میاد همون 1 در حقشون حقیقت بوده بیمار و...
    ان شالله خدا شفاشون بده!

    بعدشم که 3 حق حق
    چیزی نمیشه گفت!!

    و خدا نکنه جزء ساکتین باشیم!

    و توجیه هم بماند..

    راستی توجیح درسته یا توجیه؟
    پاسخ:
    متاسفانه به نظر میومد که بیمار هست.
    اقلا در مقایسه با کسی مثل استاد پست 604

    خداکنه همیشه تشخیص درست بدیم و عمل کنیم

    +توجیه درسته. یعنی "موجه کردن".
  • سارا سادات
  • شاید استادم که با بهانه ای اون خانوم مجاب شد شاید همون اقاهه شایدم بقیه بچه ها...
    شایدهم همه به یه اندازه!

    +چقد حرف زده بودما خودم کامنتمُ دیدم خندم گرف:|
    پاسخ:
    به هرحال هرکسی خودش تشخیص میده که چطوری میتونه کاری کنه
    که بقیه کمی راحت تر زندگی کنن یا نه بزاره سختی بکشن همچنان...

    + منم متعجب شدم. تو پست کوتاه مینویسی اغلب، بعد این کامنت طولانی.
    البته ما که استفاده کردیم از تجربیات شما. :) :*
  • سارا سادات
  • خب از کپ درومدم:))


    من این موضوع رو به یه شکل دیگه دیدم...
    من نمیتونم اون افراد رو قضاوت کنم ولی خب به نظر من میاد نباید بنای موفقیتمون رو روی تخریب شخصیت و احساس دیگرون بسازیم...
    که این بنا از پای بست ویرانَ ست...
    ما دوتا دانشجوی دکترای هم ورودی داشتیم که دانشجوهای استاد من بودن
    یکیشون خانوم یکیشون آقا
    خانوم شهر نزدیک تر زندگی میکرد و آقاهه از یکی از شهرای جنوبی میومد و خب خیلی مسافتش دور بود...
    این اقا هر هفته برا حضور توی جلسات با استاد یک عالمه هزینه میکردو میومد و میرفت!
    چون توی شهر خودش هم شاغل بود...من به حواشی درس خوندن اون فرد هیچ کاری ندارم!
    ایشون از استاد ما تقاضا کردن جلسات رو بذارن دوهفته یک بار ولی بشه دو روز مثلن...
    یا مثلن ایشون بتونن ویدئو پرژکتوری در جلسات شرکت کنن...
    استاد داشتن راضی میشدن که اون خانم یه حرکتی کردن که خیلی بد بود به نظرم!
    نمیدونم از سر خیرخواهی این کارو کرد یا چی!
    ولی رف به استاد گف این نمیشه ک شرایط رو بر اساس خواسته شخصیِ یه نفر عوض کنیم و حق ما که میایم چی و این صحبتا...
     یه بحثایی پیش اومد ُ اون اقا ترم سه دکتراش انصراف داد...
    من یک سال تمام شاهد کارهای اون خانوم بودم...خیلی خیلی دختر خوبی بود و کمک میکرد ولی تو حرف زدناش اکثرا سوءتفاهم ایجاد میکرد...
    اون خانوم یه کار اشتباه کرد و استاد هم یه جا کوتاه اومد و حق یک نفر در روز روشن پایمال شد...

    شاید اگه استاد روی تصمیم خودش میموند شرایط خیلی فرق داشت!
    چون اون اقا خیلی فعال و باسواد بود و توی تیم خیلی کمک بود...
    البته نمیدونم چقد این مثال با چیزی که توی ذهن تو بود جورِ ولی وقتی متنتُ خوندم این رفتار خیلی تو ذهنم جون گرفت...

    سکوت بیجا همون قدر مضرِ که حرف زدن بیجا مضرِ!:|
    هر دوش به یک اندازه ظلمه...

    گاهی من که چیزی نگفتم به همون اندازه یک نفرُ داغون میکنه که گفتن یه حرف نمیکرد...

    پاسخ:
    اینجا این خانم مثل مدیرگروه ما بوده،
    فکر میکنی تو این قصه کی جای مشاور من بوده؟
    که سکوت کرده و به خواسته به ظاهر معقول اون آدم تن داده؟
  • سارا سادات
  • اومدم برا پستت نظر بنویسم لالَ م کردی که...آیکون خجالت و اینا...
    پاسخ:
    شما عزیزی سیده خانم. :) :*
    خب از کجا بفهمیم به نظرت؟!
    شاید اصلا متوجه نشیم!
    مثلا شما میدونستی اون 30% به خاطر مدیر گروه رفتن. میتونستی کاری براشون بکنی؟
    بعدا متوجه شدی. وقتی رفته بودن
    یا اون کسی که خود کشی کرده بود!
    اون 30درصد هم مثل تو میتونستن بمونن! مقاومت کنن^___^
    تو ضرر کردی اما تونستی از اون برهه زمن و مکان بیای بیرون به خوبی. اما یه سری دیگه نتونستن. دوستانشون هم نتونستن کاری بکنن. پس خیلی بیشتر خود فرد و روحیاتش کارسازه!
    دوستان هم وظیفه دارن اما گاهی نمیفهمند! مطمئنم اگر تو میدونستی اون فرد یخواد خودکشی کنه باش حرف میزدی یا کاری میکردی!
    اما نمیدونستی
    پاسخ:
    این خودکشی ها مربوط به قبل از ورود ما بوده.
    حق با توئه، شاید متوجه نشیم.

    اما یک چیزی هست، ما نسبت به اطرافیانمون مسئول نیستیم؟
    حداقل کاری که ما میتونیم برای کسی بکنیم
    اینه که کمی، فقط کمی زندگی رو براش راحت تر کنیم.
    این هم کار سختیه؟

    من تو مقطع لیسانسم یک دوستی داشتم،
    دوست من کلا همدردی بلد نبود، به کل بلد نبود
    اما همیشه کنارم بود، هر وقت که مشکل داشتم،
    هر وقت که فکر میکردم دنیا به آخر رسیده و من بدبخت ترین آدم دنیام،
    اون اولین کسی بود که کنار من ایستاده بود، اولین کسی بود
    که پیشنهاد میکرد تو سرمای زمستون بریم بستنی بخوریم،
    اولین کسی بود که ...

    اصلا چرا راه دور بریم؟ ساراسادات یکی از کسانی هست که هر بار متوجه بشه کسی مشکلی داره، ناراحته، دلگیره، حتی اگر 11 شب باشه بهش زنگ میزنه و انقدر صداش انرژی می پاشه به ذهن و روحت که برای مدتی کل غم و غصه هاتو فراموش میکنی.

    واقعیت اینه که شاید خیلی اوقات ما نتونیم کاری بکنیم، اما اقلا میتونیم کاری کنیم که بقیه کمی، فقط کمی احساس راحتی بکنن، احساس فهمیده شدن بکنن.
  • گمـــــــشده :)
  • لازمه بگم موافقم؟
    :))
    پاسخ:
    خسته نباشی که گاهی میای تیک میزنی اینجوری.
    :) :*

    + همیشه از خوندن ماجراهای تو
    و خواهر و برادرت سرخوش میشم یسراجون. :) :*
    خب درسته. دقیقا درسته:)
    پاسخ:
    خوبه که گاهی رصد کنیم و ببینیم وقتی بقیه دارن
    کسی از اطرافیان ما رو ناراحت میکنن،
     ما با توجیه های الکی فقط نگاهشون نکنیم.
    و اقلا یک کاری بکنیم که دوستانمون راحت تر باشن...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">