برای زندگی

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی
محبوب ترین مطالب

۱۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

فردا روز شهادت دکتر مصطفی چمران هست، 29 خرداد هم سالگرد معلم بزرگ دکتر شریعتی بود، متن ادامه مطلب دست نوشته ی شهید چمران در رثای علی شریعتی است، این دستنوشته هنوز تبدیل به کتاب نشده است.  سال ها پیش(حدود سال 71) روزنامه ی جمهوری اسلامی این متن رو منتشر کرد. البته بخش کمی از آن ظاهرا در کتاب "لبنان" آمده است؛ قسمت مربوط به توصیف کتاب کویر.


+ بعدا نوشت:

گویا این متن در کتاب «مصطفی چمران، مردی برای تمام فصول» نوشته نرگس علی مردانی، انتشارات وزرا" چاپ شده است. با تشکر از  دوستی که اطلاعات متن رو تصحیح کردن.


عکس رو من از اینجا برداشتم، بنا به نوشته منبع عکس بر مزار دکتر شریعتی گرفته شده.

  • مریم بانو

 مدتی بود در مورد این مطلب میخواستم بنویسم، اما فرصتش نبود یا انگیزش.

امروز با دیدن این پست حاج آقا ( کلیک بفرمایید)، این پست رو در تکمیل حرفهای ایشون،

یا در واقع مصداقی بر پست ایشون می نویسم.

متاسفانه ما به اینکه حقی رو جلوی چشممون بخورن و حرفی نزنیم عادت کردیم.

مخصوصا ما خانم ها در مقام اعتراض هم برنمیایم که مبادا کسی بهمون بگه بی چشم و رو هستیم.

اگر هم زنی به اعتراض بلند بشه، اولین منتقدان جدی

که میخوایم به هر قیمتی صداش رو خفه کنیم، خود ما خانم ها هستیم.

فکر میکنیم منافات داره با زن بودن که طرف حرفش رو بزنه.

که طرف نزاره سرش کلاه بزارن.

تصورمون این هست که حق خواهی حتما باید با دعوا و داد و بیداد و یقه پاره کردن باشه،

حتی به دخترهامون یاد نمیدیم که میتونن بدون اینکه صداشون بره بالا،

و یا به طرف اهانتی بکنن حقشون رو بگیرن.

کسی هم بخواد اعتراض کنه، ما اطرافیانش سرش رو سریع زیر آب می کنیم.

و بعدها پشت سرش داستان ها می سازیم که پاچه دریده هست و ...

و به موجودیت اون زن که تا مدتها باید بار ناراحتی و سرخوردگی رو به خاطر ظلم دیگران تحمل کنه فکر نمی کنیم...

ما داریم کجا میریم؟ خدا رو اون بالا نمی بینیم؟

ادعای شیعه امام علی بودنمون هم که....


  • مریم بانو

فرض کنید یک کنفرانسی، کارگاهی، کلاسی یا اردویی در زمینه ای که ما بهش علاقه مند هستیم، در جایی از دنیا برگزار بشه، با کلی آدم مجرب و سخنرانان حرفه ای و آموزشهای سطح بالا. هرجور شده تلاش میکنیم تا بتونیم شرایطش رو فراهم کنیم و درش شرکت کنیم، ممکنه لازم باشه پس انداز کنیم، مقاله بنویسیم، شبها نخوابیم و کار کنیم و زبان بخونیم و ... اما به هر زحمتی هست تلاش میکنیم که ما هم جزو شرکت کنندگان در اون گردهمایی باشیم. قبل رفتن کلی درموردش فکر میکنیم، لباسهای خوبمون رو برمی داریم و اتو میزنیم، حتی ممکنه خرید هم بکنیم که شیک و مرتب و منظم ظاهر بشیم، خلاصه که سنگ تمام میگزاریم. وقتی هم وارد شدیم، نهایت تلاشمون رو میکنیم که از لحظه لحظه حضورمون در اون محیط استفاده کنیم، با آدمهای مهم هم کلام بشیم، تک تک چیزها رو دقیق بررسی کنیم و یاد بگیریم و ...

حالا فرض کنید چنین فرصتی رو خداوند هر سال برای ما قرار میده که تمرین کنیم تا آدمهای بهتری باشیم، تلاش کنیم تا به پروردگارمون نزدیک بشیم، با اولیا خدا انس بگیریم، با کلام خدا شبمون رو روز کنیم، با خدا خلوت کنیم... و چه کسی برای همنشینی بهتر از خداوند هست؟ و چه فرصت بهتر از ماهی که شیاطین در غل و زنجیر هستن و فرصت کم نظیری هست که تمرین کنیم برای انسان شدن و انسان موندن؟ کاش قدر این فرصت رو بدونیم، کاش آخر این ماه با خوشحالی و شادی به استقبال عید بندگی بریم...

  • مریم بانو


- آقاجان مرا در دعاهایتان فراموش نکنید.
+خیال میکنی فراموشت میکنم.
- نه.
+از کجا می دانی؟
- چون شما همیشه شیعیانتان را دعا میکنید. من هم یکی از آنها هستم.
+ غیر ازین چیز دیگری هم هست؟
- نه آقای من، چه چیزی.
+ هروقت خواستی ببینی چقدر یاد تو هستم، ببین تو چقدر یاد منی و من در نظرت چطورم؟



+منبع: هشتمین آفتاب،نوشته لیلا شمس، انتشارات قلمستان،

این کتاب مجموعه یکصد روایت کوتاه از زندگی امام رضا (علیه السلام) هست،

با نثری جذاب و گیرا و خواندنی.

  • مریم بانو

 گاهی کسی در حدی که ما به او لطف و احترام داریم نیست،

مثلا به اندازه 10 تا شایسته احترام هست و ما به او به اندازه 30 تا احترام می گزاریم.

اینجوری برای کسانی که به این فرد در حد 10 تا احترام میگزارن مشکل ایجاد می کنیم.

چون اون فرد شایستگی خودش رو بالاتر از حد احترام واقعی که در شانش هست، خواهد دید.

هر کدوم از آدمها خود به خود مستعد این هستن که دچار انحطاط اخلاقی بشن،

ما به این روند با رفتارمون سرعت نبخشیم.

آدمها رو به القاب و الفاظ و ... تا حد امکان نخونیم و...




  • مریم بانو