برای زندگی

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی

666، از یک جایی به بعد

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۰۶ ب.ظ

1- گاهی ما آدمها باورمون نمیشه که هرچیزی عمری داره و تمام میشه. ولی هرچیزی یک روز تمام میشه. عمر رابطه ها تمام میشه، آدمها عوض میشن و رابطه های قدیمی کارکردهای خودشون رو از دست میدن. این رو اولین بار وقتی لمس کردم که با دوستان مدرسه تهران قبول شدیم. اونها همشون یک دانشگاه و من تنهایی یک دانشگاه دیگه، بدون هیچ دوستی... یادمه یک بار ازین سر تهران کوبیدم رفتم اون سر تهران که دوستانم رو ببینم... اما دوستانم رو ندیدم، کسان دیگه ای بودن. عوض شده بودن. گاهی هرچی هم که زور بزنیم تا ثابت کنیم که همه چیز خوبه و سرجاشه و ... نمیشه. هرچی هم به روی خودمون نیاریم، نمیشه. یک روزی مجبوریم این واقعیت رو بپذیریم...


2- گاهی ما از بعضی اطرافیانمون به عنوان سطل آشغال عواطف و احساسات بد و منفی استفاده می کنیم. موقع هایی که حالمون خرابه بهشون می پریم، بهشون روتُرش می کنیم، قهر می کنیم باهاشون و به طور کلی شخصیت انسانی این آدمها رو نادیده می گیریم، یادمون میره که هرکسی به احترام و محبت و توجه احتیاج داره. این آدم ما رو با بزرگواری تحمل می کنه، حتی ممکنه بپذیره که این خصلت رفتاری ماست و بهمون باج هم بده. اما یک روزی، از ما خسته میشه و میزاره میره. ما رو نادیده می گیره، از رومون رد میشه. اونوقت از هیچ کسی جز خودمون نباید گله کنیم. یادمون باشه که هرچیزی عمری داره...

  • مریم بانو

نظرات (۶)

سلام اولین باره وبلاگتون میام این پستتون دقیقاااا مصداق حال الان منه امشب دلم خیلی گرفته بود دوستی سه ساله کسی که از جان براش مایه میذاشتم ومیرفتم شهر دیگه تا بهش کتابام بدم خودش برا ازمون اماده کنه و قبول شده ولی خیلی تغییر کردده و من دیگه نمیشناسمش ولی خیلی ناراحتم که خیلی به کسی محبت احترام گذاشتم ولی نادیده گرفتم:(
پاسخ:
سلام
خوش اومدین دوست جدید

عوضش تجربه خوبی به دست آوردین که برای ادامه زندگی می تونید ازش استفاده کنید تا اجازه ندین کسی ازتون سوء استفاده کنه.
  • امیرحسین احمدی‌نیا
  • شاید هم شما عوض شده بودید و فکر میکردید دوستانتون عوض شدن :)
    پاسخ:
    شاید همینطور باشه که شما می فرمایید
  • قاسم صفایی نژاد
  • جالب بود
    پاسخ:
    متشکرم
    :( 
    کاملا درسته حرفات... موافقم...

    من این روزا ، حال و روز  خوشی ندارم و ناخواسته دارم باعث ناراحتی اطرافیانم میشم و دلشونو میشکنم... دست خودم نیست... نمیدونم چرا... 
     برام دعا کن مریم جون...
    برام دعا کن و از خدا بخواه بهم صبر و آرامش بده...
    من نمیتونم از خدا خواهشی بکنم...
    چون خدا دعای کسی که دل مامانشو بدرد میاره، به هیچ عنوان قبول نمیکنه...
    امیدوارم هر دوشون منو ببخشن...
    :( :'( :'(

    پاسخ:
    ناامید نباش
    به خودت هم سخت نگیر
    به مامانت بگو دعا کنه برات
    خدا بزرگه :) :*
    سلام
    مبارکت باشه بانو
    ان شاءالله ذریه مهدوی داشته باید
    ببخشید دیر رسیدم برای تبریک...
    پاسخ:
    سلام
    متشکرم
    ان شالله برای شما
    خواهش میکنم
    اتفاقا امروز بعد از مدتها یادت بودم
    داشتم فکر میکردم از کجا حالتو بپرسم
    که خودت پیدات شد. :)
    موفق باشی خانم
    حرفت درسته
    پاسخ:
    متشکرم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">