برای زندگی

پیام های کوتاه
کلمات کلیدی

678، خانم معلم نازنین

شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۴۳ ب.ظ

1- دوم دبیرستان معلم ما بود. با اینکه در کلاسش درس چندان سختی نداشتیم، اما هر هفته از ما امتحان می گرفت. این نظم و ترتیب و پرسش کتبی مداوم باعث شده بود که ما آنقدر درس را خوب بخوانیم که شب امتحان حتی یک بار هم کتاب را تمام نخواندیم. شب امتحان خوب و راحتی داشتیم با نمره های خوب. به جز اینها، یادم هست که معلم های آقا، وقتی به خانم معلم نازنین ما می رسیدند، تا کمر به احترامش خم می شدند. همیشه برایم جالب بود این نحوه برخورد و احترام و البته مهربانی و اقتدارش.

2- چند ماه قبل از مجمع تماس گرفتند و گفتند که برای ضبط خاطرات خانم شهیدی بروم. وقتی رفتم متوجه شدم که سوژه همان خانم معلم دبیرستان من است. برایمان از سالهای زندگی مشترکشان گفت؛ از همسری که عاشقانه همدیگر را دوست داشتند، از لحظه های شیرین زندگی کوتاهشان، از سالهای بعد از همسرش،و مردی که هنوز هم در زندگی او هست، که فقط یک قاب عکس روی دیوار خانه نیست، از مشکلات بعد از شهادت همسرش و ... گفت حاضرم کل زندگیم را بدهم و به یک لحظه ی آن روزها برگردم. گفت قدر با هم بودنمان را بدانیم و در مقابل مشکلات سرخم نکنیم. و من از آن روز، هر بار که به یادش می افتم، فکر می کنم ما به اندازه ی تمام سالهای جوانی و تنهایی این زن به او مدیونیم...

  • مریم بانو

نظرات (۶)

سلامم

منم همه ی معلم هامو دوست دارم 
مخصوصا استادهای ریاضی و فیریک -عاشقشونم

پاسخ:
سلام دوست عزیز و نازنین من

من هم همه معلم های خوب و مهربون مثل شما رو دوست می دارم.
:) :*
  • سجّاده . . .
  • از هنر شهیدان، خدایی کردن اطرافیانشونه.
    یعنی هرکی با شهیدان نشست و برخواست کنه، بوی شهدا رو به خودش میگیره.
    یاعلی
    پاسخ:
    امیدوارم که اینطور باشه
    و دچار غرور نکنه ما رو
    خدا اینجور معلمین رو نگه داره همیشه برامون
    پاسخ:
    الهی آمین
  • گمـــــــشده :)
  • لازمه بگم با جمله ی اخرت خیلی خیلی خیلی موافقم....
    نیمه ی پنهان ماه که مطمئنم شما خوندیش همین حس و حال ها رو به من منتقل کرد. به خصوص که خودم خوب درک می کنم تنها زندگی کردن برای یه زن چقدر سخته.
    پاسخ:
    اوهوم
    خوندن کتاب زندگی شون یک لطف خاصی داره
    هم نشین شدن باهاشون و شنیدن خاطرات نابشون یک حس دیگه
    هر دوتاش خیلی خوبه

    خیلی دوست دارم همه معلمهای دوره ابتدایم ببینم:(

    پاسخ:
    به فهرست موضوعی وبلاگ نگاه کنید
    قسمت آموزگاران من رو مطالعه کنید

    به قدر تمام لحظات جوانی و تنهایی اش...


    حتی تصورشم برام محاله...

    پاسخ:
    من هم نمی تونم همچین چیزی رو تصور کنم. :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">